تبليغاتX
من متولد 70 ام
 
من متولد 70 ام
 
 
همین جوری
 
سلام ببجشید وقت نداشتم درس میخونم حالا دپیلم شدم کنکور گرفتم آزاد ودولت قبول شدم ولی نرفتم حالا کار میرم شرکت میز lcd کار می کنم حالا تو چه؟ا
 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 14:35  توسط آرش  | 
سلام دوستای عزیزم .. این مدت که اینجا نبودم با خانواده به مسافرت رفته بودیم . باورم نمیشه نصفی از تابستون تموم شد و مطمئنم نصف دیگه شم به همین سرعت میگذره . وقتی مدرسه میرم دلم برا تابستون تنگ میشه و وقتی تابستون میشه دلم برا مدرسه تنگ شده.

راستی دوستای گلم من به موسوی رای دادم و هنوز هم طرفدارش هستم.

                 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 14:24  توسط آرش  | 
سلام دوستان

ببخشید یه مدت نبودم.

                                        12

 

                                     

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 0:34  توسط آرش  | 
پجه ها سلام
بازم دیر آمدم آخه خلیی گرفتار بودم  آخه خونه مان را ه هم ریخته بودیم و گچبری کردیم  که یک ماه طول کشید و من هم یک پا کارگر شده بودم و کمک اوستا می کردم .
تازه یک خبر تازه خواهرم هم دانشگاه قبول شد.
دو هفته پیش با خانواده رفتیم یاسوج .وای نمیدونید چه جاده ی خطرناکی داشت و چه پیچای تندی.
اینم عکس من تومسافرت:

       
 
دوباره می یام منتظرم باشید
خداحافظ .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 21:15  توسط آرش  | 
سلام سلام من اومدم
میدونم که خلیی دیربه دیر می یام سراغ نوشتن آخه تابستونا میرم مغازه ی پدرم وکمکش می کنیم و یک حقوقی هم جاتون خالی می گیرم
دوشنبه ها هم با پجه هادرکانون جلسه داریم
و امروز که خانه هستم به اصطاح مرحفی گرفته ام
صبح که تا ساعت 10خواب بودم و مامانم زورکی بیدارم کردی بعد از خوردن صبحانه ی جانانه حالا اومدم سراغ وبم تابه شما دوستان هم سری زده باشیم


 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 21:36  توسط آرش  | 
سلام بچه ها

هفته قبل رفتیم اردو (باغ ابریشم).. اینم یکی از عکسای دسته جمعی:

 

   
 خیلی وقت که آپ نکردم آخه مدرسه می رفتم و گرفتار درس و مشق بودم حالا فرصتی بدست امده که یه سری به وبلاگم بزنم.
 امسال عید ما خانه نشین بودیم آخه خواهرم  داره برا کنکور درس می خونه. و ما هم به خاطر او زیاد جایی نمی رویم یا اینکه مهمانی ها را کوتاه کرده ایم. فقط خوش به حال خودم چون قراره
11 فروردین با دوستام رفتیم مشهد مقدس . آخ چه کیفی میداد مسافرت با دوستان هم سن و سال . 2 روز هم غیبت مدرسه دارشتیم که اون هم مدیرمون  بخشید .
 فعلا خداحافظ.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:57  توسط آرش  | 

سلام دوستان

من را فراموش نکردید باید ببخشید خیلی وقته آپ نکردم. آخه تابستون مغازه ی پدرم کار می کنم پدرم فروشنده ی کاشی وسرامیک است. الان سال دوم است که تابستون پیش پدرم می روم. راستی چند روز هم مسافرت رفتیم جای شما خالی. رفتیم شمال خیلی خوش گذشت.دیروز هم جای شما خالی نباشد رفتم واکسن زدم واسمم را برای اول دبیرستان نوشتم.

    

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 20:57  توسط آرش  | 
سلام

من آرش هستم .. متولد ۲۱ خرداد ۱۳۷۰ و همچنین ناشنوا هستم ... دیدم تو نت وبلاگ بچه های ناشنوا کم هست گفتم

خودم دست به کار شوم تا ایشالله  یه روز کارمون رونق بگیره...

منتظر همتون با نظرات خوبتون هستم ...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:28  توسط آرش  | 
 
  بالا